الفتال النيسابوري ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

478

روضة الواعظين و بصيرة المتعظين ( فارسي )

قيامت در مقام محمود ( شفاعت ) به پا خيزم ، خود ، شفيع شيعيان تو خواهم بود و آنان را به اين موضوع مژده بده . اى على ! شيعيان تو شيعيان خدايند و ياران تو ياران خدايند و دوستان تو دوستان خدا و حزب تو حزب خداست . اى على ! هر كس با تو دوستى كند نيكبخت است و هر كس با تو دشمنى كند بدبخت است . اى على ! براى تو گنجى در بهشت است كه تو ذو القرنين ( گنجور ) آنى . ( 1 ) و روايت شده است كه امير المؤمنين پس از روزگار درازى يكى از شيعيان خود را ديد كه شكسته شده بود ، در عين حال در راه رفتن چالاكى مىكرد . به او فرمود : اى مرد سالخورده شده‌اى ! گفت : آرى در فرمانبردارى از تو . فرمود : چرا چالاكى مىكنى ؟ گفت : اين براى دشمنان تو است . فرمود : هنوز در تو نيروى باقى مانده‌اى مىبينم . گفت : اى امير المؤمنين ! براى تو است . ( 2 ) پيامبر فرموده‌اند : خداوند متعال مردمى را در قيامت برمىانگيزد كه چهره‌هاى ايشان از نور است ، بر كرسيهايى از نور نشسته‌اند و بر ايشان جامه‌هايى از نور است و در سايهء عرش قرار دارند . منزلت ايشان چون پيامبران و شهيدان است ، در عين آنكه نه پيامبرند و نه شهيد . مردى گفت : اى رسول خدا ! آيا من از ايشانم ؟ فرمود : نه . ديگرى گفت : اى رسول خدا ! آيا من از ايشانم ؟ فرمود : نه . پرسيدند : اى رسول خدا ! آنان كيستند ؟ دست بر سر على نهاد و فرمود : اين مرد و شيعيان اويند . « 1 » ( 3 ) و پيامبر ( ص ) فرموده‌اند : پس از من نسبت به فقراى شيعيان و عترت على سبكى مكنيد ، كه مردى از ايشان شفاعتش براى مردم به اندازهء قبيله‌هاى مضر و ربيعه پذيرفته مىشود . ( 4 ) و پيامبر فرموده‌اند : شيعيان على روز رستاخيز رستگارانند . « 2 » ( 5 ) و فرموده‌اند : چه بسا افراد ژوليدهء خاك آلوده كه جز دو جامهء كهنه ندارد و نيازمند و زبون به نظر مىرسد كه اگر خداوند را سوگند دهد خواسته‌اش را بر مىآورد . ( 6 ) جابر بن عبد الله انصارى گفته است : شيعيان على و ديگر امامان كه از نسل

--> ( 1 ) . دو روايت نزديك به اين در فضائل الشيعهء صدوق ، ص 30 ، آمده است . م . ( 2 ) . در اين باره براى اطلاع بيشتر از احاديثى كه در كتابهاى اهل سنت آمده است ، به صفحات 94 جلد دوم و 95 جلد سوم كتاب فضائل الخمسه من الصحاح السته ، تاليف استاد محترم آقاى سيد مرتضى فيروزآبادى مراجعه فرماييد . م .